ميرزا حسن حسينى فسايى

261

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

كيش سهولتى تمام دارد و عمدهء استمداد آن است كه مثال فرمايد تا بزرگان گرمسيرات به ملك سلطان مدد ندهند و مرد نفرستند كه اينك من از مقام خود جهازات را به مردان پيكار كه چون ماهى در آب شوند و مانند مرغابى شناورى كنند مشحون گردانيده تا قاصد كيش شوم و بعد از استخلاص چهاردانگ كيش مضاف مملكت فارس شود و شريك در مقابل اين خدمت باشد و چون محافظت آن طرف نايبى معتمد خواهد ، بنده را ارزانى فرمايد ، اتابك ابتهاج فرموده از دلائل اقبال شمرده ، رسول را خلعت داد و سيف الدين را دلجوئى به‌جا آورد و بر آن شرايط مكتوب نمود و توقيعات به سواحل درياى فارس فرستاد و اهلش را از اعانت به ملك سلطان ترسانيد و سيف الدين ابو نصر برحسب معاهده جهازات را مرتب كرده ، عازم كيش شده بغتة بر ساحل كيش لنگر انداختند . و روز دوازدهم جمادى دويم سال 626 : وارد جزيره شده دست تطاول را گشوده ، پاى مردى را فشرده ، اهلش را كشته و اموالش را به غارت بردند و ملك سلطان را به قتل آوردند « 1 » و آفتاب دولت بنى قيصر مختفى و شعله اقبالشان منطفى . تو قصر قيصرش انگار و دار داراگير * چه سود چون نكند هيچ اقتضاى بقا چون آن فتح نامدار بر دست سيف الدين هرمزى « 2 » بىكلفت و مشقت آماده گشت و خزاين را پر از جواهر ديد ، شيطان غرور ، او را وسوسه كرد و غوغاى إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى « 3 » در دماغش افتاده خواست باستبداد مالك كيش و مراد خويش شود از تسليم چهار - دانگ كيش امتناع كرد و چون اتابك ابو بكر از نفاق ابو نصر سيف الدين مطلع گشت اولا فرضهاى سواحل را مضبوط داشت و چون مدت يك سال بگذشت ، جماعتى از ناخدايان كيش كه در عهد ملك سلطان ، متاع ايران را به هندوستان برده بودند [ و ] كشتيها را پر از قماش هندى كرده مراجعت كرده ، ديدند ملك كيش سپرى شده و ملكش را ديگرى برده ، چون سيف الدين ابو نصر مطلع گشت فرمود كه مال تجارت را بهرجا مناسب دانيد به مصرف رسانيد ناخدايان كشتيها را به مدينة السلام بغداد برده ، متاع را فروخته و در بين مراجعت در خاطر آورده كه كشتيها را در حضرت اتابك فارس وسيله قربت خود ساخته آنها را پيشكش كنيم و كشتيها را درخور سيف بر ساحل گذاشته و پيشكشى كه لايق درگاه اتابك باشد برداشته ، وارد دار الملك شيراز شدند اتابك ابو بكر پيشكش را قبول نكرده و جهازات را به سبيل تحفه قبول فرمود و لشكرى از الوار « 4 » و اكراد « 5 » و شول « 6 » آراسته در زير رايت صلاح الدين محمود لر « 7 » كه از اعيان درگاه بود قرار داد و ناخدايان را با آن لشكر بفرستاد ، چون دولت در كار و اقبال يار و ديدهء بخت بيدار بود به آسانى جزيره كيش را فتح كرده و سيف الدين ابو نصر در عوض ملك كيش

--> ( 1 ) . ر ك : تحرير تاريخ وصاف ، ص 104 . ( 2 ) . در متن : ( هرموزى ) . ( 3 ) . قسمتى از آيه 6 ، سوره علق . ( 4 ) . لرها . ( 5 ) . كردان . ( 6 ) . ر ك : تحرير تاريخ وصاف ، ص 105 . ( 7 ) . ر ك : تحرير تاريخ وصاف ، ص 105 . و شيرازنامه ، ص 105 .